تبليغاتX
مدیریت
 

4فرصت برای عملکرد موفق

 
 فناوري اطلاعات بخش اعظمي از اقتصاد را تشكيل مــي دهد. آنچه اين   روند  را به پيش مي راند، اهميت روزافزون مديريت فناوري اطلاعات در  تضمين عملكرد بهينه براي طي فراز ونشيبهاي چرخه هاي كسب و كار است. مطالعات جهاني نشريه اكسنچر حاكي از اين است كه شركتهايي كه در طول يك دوره پنج ساله ركود اقتصادي اوايل دهه 1990، بالاترين ميزان سوددهي را به سهام دارانشان داشته اند، به جاي تمركز، صرفاً بر روي كاهش هزينه ها، سعي در حفظ رشد درآمد و سوددهي داشته اند. تحقيقات ديگر اكسنچر كه متمركز بر نظارت و كنترل فناوري اطلاعات بوده نشان داد كـــه شركتهايي كه حاشيه سود بالاتري داشته اند، سهم بزرگتري از بودجه فناوري اطلاعات خود را به جاي فرايندهاي عملياتي فنــــاوري اطلاعات، به نوآوري اختصاص داده اند.

تأمل بر روي نتايج اين تحقيقات از منظر معاونان مديرعامل در فناوري اطلاعات بيانگر نقش حساس آنها در طول چند سال آينده است، بويژه با عنايت به اين مهم كه شركتها درصدد جذب هرچه بيشتر سود سهامداران برخواهند آمد. اما براي معاونان در زمينه فناوري اطلاعات، پديدآوري فضايي براي گفتگوي لازم درجهت ايجاد تعادل مابين فناوري اطلاعات و ايجاد ارزش تجاري آسان نيست......


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط modir در چهارشنبه سیزدهم دی 1385 ساعت 18:33 موضوع | لینک ثابت


وقت هرچه باشد طلا نیست!

اشاره: شايد فكر، كنيد مي خواهيم شوخي كنيم. زيرا از قديم به ما عكس اين مطلب را گفته اند! و ادبيات ايراني پر است از سخنان نغز و دلنشيني كه نسبت به ارزش و قدر و منزلت وقت بيان داشته اند. آري، من هم با شما موافقم ولي شايد توجه كرده باشيد كه متأسفانه اين گفتارها، چندان در نحوه زندگي مردم ما تأثير نكرده است! اشتباه نكنيد! اين بار قرار نيست با مقاله اي از سري بحث هاي آسيب شناسي اجتماعي مواجه شويد! بلكه روي سخن با شما خواننده عزيز است كه به قدرت عظيم و سرمايه گرانبهايي كه در وجودتان نهاده شده، واقفيد. بر اين اساس اگر وقت و زمان، گرانبهاست، بخاطر ارزشمند بودن انسان است و الا چگونه مي تواند بخودي خود ارزشمند باشد؟
در اين صورت با ما موافق خواهيد بود اگر بگوئيم: اي انسان! وقت طلا نيست؛تو گرانبهاتريني ...
در اينجا مي خواهيم با مفهوم صحيح "مديريت زمان" آشنا شويم كه مقصود از آن مديريت بر زمان نيست؛ بلكه مقصود مديريت بهينه برنامه ها و فعاليتهايي است كه در بستر زمان صورت مي پذيرد.

 


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط modir در چهارشنبه سیزدهم دی 1385 ساعت 18:29 موضوع | لینک ثابت


چند نكته كارساز در مورد " مدیریت زمان "

چند نكته كارساز در مورد " مدیریت زمان "

1. به ديگران قول 100% بدهيد كه كاري را تا تاريخ معيني به اتمام خواهيد رساند. قول دادن به ديگران در شما انگيزه ايجاد مي كند.

2. در مطالعه مجلات ، به منظور صرفه جويي در وقت ، مقالات مورد نياز خود را جدا كنيد و براي مطالعه بعدي بايگاني كنيد.

3. تندخواني را ياد بگيريد تا بتوانيد در مدت كوتاهتري مطالب بيشتري را مطالعه كنيد........

 


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط modir در چهارشنبه سیزدهم دی 1385 ساعت 17:57 موضوع | لینک ثابت


نکته های مدیریتی

 

مديريت انسان ساز

کلام اول:ما بيشترين زمان عمرمان را در محيط کار می گذرانيم. اگردر اين محيط صميميت؛همکاری؛صداقت ؛انضباط و قانونمندی حاکم باشددرمحيط کارعلاوه بر کار زندگی نيز خواهيم کرد.بدگمانی ؛عدم امنيت؛بلبشو گری وبی نظمی از محيط کار جهنمی خواهد ساخت که عمرمان را بهدر می دهد.در حالت اول خلاقيت ونو آوری رشد می کند و رسيدن به اهداف سازمانی سهل و با روشی دلپذير صورت خواهد گرفت.در حالت دوم کم کاری؛فرار از مسئوليت؛رفتار نامناسب کارکنان و... حاصل خواهدشدو امکان موفقيت مدام و پيوسته از بين خواهد رفت.*********************************************
کلام دوم:تولد ...مرگ.آمدن ورفتن.هستی ونيستی.بودن و نبودن...تکرار قصه ای برای همه.ابتداو انتهای يک سناريو. آغازو پايانی مشابه برای همه. مي آئيم و ميرويم.چگونگی زيستن بين اين آمدن و رفتن است که ارزش ماوفلسفه وجودمان را تعيين ميکند.ميزان تاثير گذاری مثبت بر مناسبات و رفتارهای بين انسانهاست که بودنمان را معنايی می بخشدتادرهنگام رفتن بر بيهودگی لحظه هايی که برماگذشته است حسرت نخوريم.********
کلام سوم:ورود يک مدير به يک سازمان بايد باتاثيرگذاری مثبت برمناسبات حاکم همراه باشد تا کارکنان علاوه بر چشيدن لذت زندگی در رسيدن به اهداف سازمانی کوشا باشند.يک مدير ميتواند سازنده هزاران ساعت زندگی شيرين و با هدف باشد وچه چيزی لذت بخش تراز اين که مديردر زمان مديريتش باغبان انديشه های نوين باشد و نه قاتل آنها.می تواند کوتوله هايی را بدور خود جمع کند وبا مديريت بر آنها خود را ارضا کند ويا غولهايی را پرورش دهد که در حين پرورش آنها خود نيز رشد نمايد.*******************************************


 

نوشته شده توسط modir در چهارشنبه سیزدهم دی 1385 ساعت 17:50 موضوع | لینک ثابت


نکته های مدیریتی

تلاش

در سرزمين های آفريقا شيرهرروز صبح که از خواب برمی خيزد ميداند که بايد از کندترين غزال تندتر بدود. هرروز صبح که غزال از خواب بر می خيزد ميداند که بايد از تندترين شير تندتر بدود. مهم نيست که شير هستی يا غزال. بايد بدانی هرروز صبح که آفتاب بر می آيد بايد تندترازروزقبل بدوی.


 

نوشته شده توسط modir در چهارشنبه سیزدهم دی 1385 ساعت 17:48 موضوع | لینک ثابت


نکته های مدیریتی

ساده سخن گفتن
در بعضی موارد يکی از بزر گترين موانع بر سر تبادل نظر موفق استفاده از لغت های سخت و تخصصی در مکالمات روزمره مديران می باشد.استفاده از لغات تخصصی در ميان کارشناسان يک حرفه مشکلی بوجود نمی آورد اما هنگام صحبت باافراد ديگر نبايدازآنهااستفاده کرد چون گاهی مخاطبان خجالت می کشند و يا نمی توانند بخواهند که معنی آنهارا توضيح دهند در نتيجه نمی توانند بطور کامل منظور گوينده را بفهمند.بنابراين هميشه باافراد عادی بهتراست از زبان ساده استفاده کنيد. مخصوصا در مورد اهداف کاری با کارکنان حتما می بايست با زبان ساده و قابل فهم مفاهيم دشواررا برای آنها توضيح داد . اين از هنرهای مديريت است.


 

نوشته شده توسط modir در چهارشنبه سیزدهم دی 1385 ساعت 17:46 موضوع | لینک ثابت


نکته های مدیریتی

برای آیندگان

در هر حرفه ای که هستید نه اجازه دهید که به بدبینی های بی حاصل آلوده شوید و نه بگذارید بعضی لحظات تاسف بار که برای هر ملتی پیش می آید شما را به یاس و ناامیدی بکشاند.در آرامش حاکم بر آزمایشگاهها،کارگاهها و کتابخانه هایتان زندگی کنید.

            نخست از خود بپرسید:

                        من برای یادگیری و خودآموزی چه کرده ام؟

           سپس همچنان که که پیش میروید بپرسید :

                                                    من برای کشورم چه کرده ام؟                       

و این پرسش را آنقدر ادامه دهید تا به این احساس شادی بخش و هیجان انگیز برسید که :

شاید ،شاید سهم کوچکی در پیشرفت و اعتلای بشریت داشته باشم.

اما هر پاداشی که زندگی به تلاشهایمان بدهد یا ندهد هنگامی که به پایان تلاشهایمان نزدیک میشویم همه ما باید حق آنرا داشته باشیم که با صدای بلند بگوئیم :

 من آنچه در توان داشته ام انجام داده ام.

لویی پاستور


 

نوشته شده توسط modir در چهارشنبه سیزدهم دی 1385 ساعت 17:43 موضوع | لینک ثابت


نکته های مدیریتی

 

يه روز مسوول فروش ، منشي دفتر ، و مدير شرکت براي ناهار به سمت سلف قدم مي زدند... يهو يه چراغ جادو روي زمين پيدا مي کنن و روي اون رو مالش ميدن و جن چراغ ظاهر ميشه...
جن ميگه: من براي هر کدوم از شما يک آرزو برآورده مي کنم... منشي مي پره جلو و ميگه: «اول من ، اول من!... من مي خوام که توي باهاماس باشم ، سوار يه قايق بادباني شيک باشم و هيچ نگراني و غمي از دنيا نداشته باشم»... پوووف! منشي ناپديد ميشه...
بعد مسوول فروش مي پره جلو و ميگه: «حالا من ، حالا من!... من مي خوام توي هاوايي کنار ساحل لم بدم ، يه ماساژور شخصي و يه منبع بي انتهاي آبجو داشته باشم و تمام عمرم حال کنم»... پوووف! مسوول فروش هم ناپديد ميشه...
بعد جن به مدير ميگه: حالا نوبت توئه... مدير ميگه: «من مي خوام که اون دو تا هر دوشون بعد از ناهار توي شرکت باشن»!

نتيجه اخلاقي: اينکه هميشه اجازه بده که رئيست اول صحبت کنه!


 

نوشته شده توسط modir در چهارشنبه سیزدهم دی 1385 ساعت 17:35 موضوع | لینک ثابت


نکته های مدیریتی

 

يه کلاغ روي يه درخت نشسته بود و تمام روز بيکار بود و هيچ کاري نمي کرد... يه خرگوش از کلاغ پرسيد: منم مي تونم مثل تو تمام روز بيکار بشينم و هيچ کاري نکنم؟ کلاغ جواب داد: البته که مي توني!... خرگوش روي زمين کنار درخت نشست و مشغول استراحت شد... يهو روباه پريد خرگوش رو گرفت و خورد!

نتيجه اخلاقي: براي اينکه بيکار بشيني و هيچ کاري نکني ، بايد اون بالا بالاها نشسته باشي!


 

نوشته شده توسط modir در چهارشنبه سیزدهم دی 1385 ساعت 17:32 موضوع | لینک ثابت