تحليل SWOT علاوه بر اينکه مدل تکميل شده و توسعه يافته مدلهاي تدوين استراتژي ذکر شده به ويژه مدل خط مشي هاروارد،مدل BCG (با لحاظ کردن دو عامل دروني و بيروني يعني موقعيت رقابتي و نرخ رشد صنعتي) و مدل GE (با لحاظ کردن عوامل متعدد دروني و بيروني در قالب سهم بازار و جذابيت صنعت) بود خود به يک پايه مهم در مدلهاي بعدي تبديل شد. براساس مدل SWOT که شبيه ماتريس استراتژي اصلي است، هر سازمان در هر وضعيتي که باشد روي يکي از خانههاي متعلق به ماتريس استراتژيهاي اصلي قرار ميگيرد. در مدل SWOT محور Xها به فرصتها و تهديدها و محور Yها به قوتها و ضعفها اختصاص مييابد. براساس آنچه در شکل شماره (9) آمده است فرصتهاي محيطي سازمان روي محور xها قسمت راست با اعداد مثبت، تهديدها روي محور Yها قسمت چپ با اعداد منفي، نقاط قوت، روي محور Yها و قسمت بالا با اعداد مثبت و نقاط ضعف قسمت پائين روي محور Yها با اعداد منفي قرار گرفته و پس از مشخص شدن ين ابعاد دروني و بيروني جايگاه سازمان دريکي از خانههاي 1 تا 4 قرارميگيرد.خانه 4 به استراتژيهاي توسعه يا تهاجم، خانه 2و 3 استراتژيهاي ادغام يا ثبات و خانه 4 استراتژيهاي کاهش يا دفاعي اختصاص مييابد.
------------------------------------------------------------------------
*Stringth. Weakness. Opurtonity. Thrit
|
S |
| |||
|
|
استراتژيهاي توسعه (تهاجمي) |
استراتژيهاي ادغام (ثبات) |
|
|
|
O |
T |
|||
|
استراتژيهاي تنوع (ثبات) |
استراتژيهاي دفاعي (کاهش) |
|||
|
|
|
| ||
|
W |
| |||
شکل شماره 9ـ مدل SWOT ) pp565-7 Rimand, Charlos, 1973. )
اين مدل گرچه ابعاد دروني و بيروني سازمان را مدنظر قرار ميدهد ليکن به لحاظ اجرايي مکانيسم مشخصي ارايه نداده و روش آن غير کمي و مبتني بر ذهنيت است. در هر حال به لحاظ طرح محيط در تدوين استراتژي و محدود شدن به عوامل خاصي که در مدلهاي BCG و GE آمده است دست مديران را باز گذاشته و از اين نظر منطقيتر به نظر ميرسد اما مشخص نيست براساس کدام شاخصهاي کمي و ارزيابي آنها يک سازمان در خانه 1 يا 2 و 3 و 4 قرار ميگيرد. (برايسون، 1381، ص 35)
نوشته شده توسط modir در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385 ساعت 14:54 موضوع | لینک ثابت
در دنياي امروز بخشي از زندگي و ساعات گرانبهاي عمر همه ما در جلسات سپري ميشود. برگزاري جلسات جزء جدائي ناپذير دنياي سازماني ما است. برگزاري اين گونه جلسات با هزينههاي سنگين همراه هستند كه مهمترين بخش اين هزينهها، وقت گرانبهاي مديران و اعضاي شركت كننده در جلسات است. اگر چه گاهي در نظام اداري ما برگزاري تعداد جلسات به عنوان يكي از شاخصهاي موفقيت در ارزيابي عملكرد تبيين شده است، ولي از نظر اصولي تا حد امكان از تشكيل جلسات بايد خودداري گردد و سعي گردد مسائل از راههاي كم هزينهتري حل و فصل شود. بر پايي يك جلسه هم ميتواند به ياري مديران بشتابد و راهگشا باشد و هم ميتواند بهترين ساعات كاري آنها را هدر دهد. اصولاً جلسه به چه منظوري برگزارمي شود؟ پاسخ بايد گويا و هدفمند باشد.اگر در فكر تشكيل جلسهاي هستيد،اول از خودتان بپرسيد :
2-1- آيا مقصود روشن و مهمي براي تشكيل جلسه وجود دارد؟ (هيچ وقت به دليل اينكه چون هر صبح شنبه جلسه داشتهايد يا اگر موري براي بحث نداريد جلسه تشكيل ندهيد).
2-2. جلسه شما ممكن است براي كداميك از منظورهاي زير تشكيل شود ؟
2-3- آيا ميدانم كداميك از منظورهاي فوق از همه مهمتر است؟
در موارد ذيل جلسه تشكيل ندهيد :
- اگر نميدانيد از نظرات ديگران چه ميخواهيد
- مطلب به خصوصي براي گفتگو نداريد
- به نظرات ديگران احتياجي نداريد
- ازجلسه به عنوان جايگزين كار استفاده شود
- اگر كاري كه ميخواهيد انجام دهيد تصميم خود را گرفتهايد
- اگر دخالت ديگران برنامه شما را پيچيدهتر كند
- براي تصديق كوركورانه نباشد
درهريك ازمواردفوق بهترين راه حل براي شما همان لغو جلسه است، زيرا انجام ندادن بسياري از فعاليتهايي كه انجام ميدهيد خود نوعي بهره وري است.
در موارد ذيل برگزاري جلسات توصيه ميشود :
- ميخواهيد اطلاعاتي را در اختيار عده زيادي قرار دهيد،
- به آراي ديگران در مورد ايده خود نيازمنديد،
- به موافقت يكپارچه اعضاء احتياج داريد،
- اگر در رابطه با ايدهاي ميخواهيد به اعضاء انگيزه و نيرو بدهيد.
برگزاري جلسات در نظام اداري اجتنابناپذير است اما چه كنيم كه كمتر جلسه برگزار شده و جلسات تشكيل شده نيز در زمان كم و اثربخش باشد .
اداره جلسه :
از برگزاري جلسات در سازمانها زياد انتقاد ميشود.جلسات متعددي تشكيل ميشود كه باعث اتلاف وقت با ارزش ميشود و با در نظر گرفتن حقوق افراد شركت كننده در آنها ،گران تمام ميشود. جلسه فرصت زيادي براي افراد ورّاج ايجاد ميكند. جلسه باعث كند شدن سرعت تصميمگيري و كم شدن شهامت افراد براي توكل و تهور ميشود. در آنها روي چيزهاي پيش پا افتاده بحث ميشود و موارد حقيقي ناديده گرفته ميشود و غيره.
در عين حال بسياري از كارهاي سازمان نميتواند بدون طرح در جلسات انجام شود. جلسات ما را قادر به همفكري و كسب اطلاعات از يكديگر ميكنند. جلسه ميتواند اطمينان دهد افرادي كه نقطه نظرات مخالفي دارند از طرح آنها در جمع احساس رضايت ميكنند. آنها ميتوانند منتج به ساخته شدن گروهها و هماهنگ شدن بهتر فعاليتها شوند. آنها ميتوانند نظرات و راهحلهاي بهتري نسبت به راهحلهاي افراد وقتي به طور جداگانه كار ميكنند ارائه دهند و غيره.
دلايل زيادي براي بيفايده شدن جلسات وجود دارد. براي مثال ممكن است تشكيل جلسه لازم نباشد يا در وقت مناسبي تشكيل نشود يا كنترل ضعيفي داشته باشد. اما واقعيت اصلي اين است كه جلسات اجتنابناپذيرند. پس چگونه ميتوانيم بدون گرفتار شدن در دام، تمام فوايد را درو كنيم. پاسخ اين است كه بايد جلسات را خوب ترتيب دهيم، اعم از اينكه رئيس جلسه يا فقط شركت كننده آن هستيم. بايد به چهار جنبه اصلي جلسات توجه كنيم :
به همين منظور آسيبشناسي از چگونگي برگزاري جلسات، مديريت جلسات و اقدامات بعد از برگزاري جلسات لازم و ضروري است و بايد به دنبال يافتن پاسخ سئوالات ذيل باشيم ؟
به نقل از سایت: http://www.jalilkhani.blogfa.com
نوشته شده توسط modir در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385 ساعت 14:6 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

دانش اداره امور را مُدیریَّت میگویند. مدیریت فرایند به کارگیری مؤثرو کارآمد منابع مادی وانسانی در برنامه ریزی سازماندهی بسیج منابع وامکانات هدایت و کنترل است که برای دستیابی به اهداف سازمانی و بر اساس نظام ارزشی مورد قبول صورت می گیرد.
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY