تبليغاتX
مدیریت
 

نکته هایی در باب کارمند دانا /سازمان توانا

 اعتماد، چسب هر سازمان است كه افراد را كنار هم نگه مي دارد.                                                                               

 احترام ، اكسيژن هر سازمان است كه افراد با آن زندگي ميكنند.

مشاركت، يكپارچگي هر سازمان است كه افراد به وسيله آن با هم همكاري ميكنند.

 

 يادگيري، تازگي هر سازمان است كه افراد با آن هر روز تازه ميشوند.

 

صداقت، چشمه هر سازمان است كه افراد از آن مينوشند.

 

معنويت، بال هر سازمان است كه افراد بهوسيله آن اوج ميگيرند

 

عشق به كار، راز نجات هر سازمان است كه بهوسيله آن سازمان و افراد آن نجات مييابند.


 

نوشته شده توسط modir در سه شنبه یازدهم دی 1386 ساعت 16:38 موضوع | لینک ثابت


10 روش غلط مدیریت

1) وقتي كاركنان، خوب كار مي‌كنند، مديران اصلاً توجه نمي‌كنند، ولي در صورت خطا، آنها را سرزنش و بعضاً تنبيه مي‌كنند.

2) مديران ناكارآمد، واقعيت‌ها را براي كاركنان بازگو نمي‌كنند. آنها در حالي كه اخبار خوشايند را بزك كرده و به شكل بزرگنمايي شده به كاركنان خود نشان مي‌دهند، سعي مي‌كنند اخبار ناگوار را كوچك يا پنهان كنند.

3) ارزيابي عملكرد افراد را عموماً براساس عملكرد انفرادي آنان محاسبه مي‌كنند، ولي براي سينرژي و فرهنگ توان افزايي و هم افزايي ارزشي قائل نيستند.

4) با افراد باكاركرد ناچيز و كاركرد برجسته، يكسان برخورد مي‌كنند. اين برخورد باعث مي‌شود كاركناني با موقعيت اول هميشه در حال تمسخر و پوزخند و كاركناني با موقعيت دوم، هميشه بي‌انگيزه باشند.

5) با اجراي سياست تفرقه ‌بينداز و حكومت كن، بر تيرگي روابط افراد سازمان دامن مي‌ز‌نند.

6) كارهاي كوچك را به آدم‌هاي بزرگ و شايسته و كارهاي بزرگ را به آدم‌هاي نالايق مي‌سپارند.

7) با ديكته كردن قدم به قدم فعاليت‌ها، ابتكار عمل و خلاقيت را از كاركنانشان سلب مي‌كنند.

8) با عدم انعطاف‌پذيري و عدم استقبال از انتقادات با روي باز، شجاعت و جسارت در نظريات و بيان عقايد را از كاركنان سلب مي‌كنند.

9) به دليل عدم تشخيص فرصت‌ها و تهديدها،‌ از انجام به موقع و حركت‌هاي توام با ريسك معذور است.

10) نداشتن برنامه ريزي استراتژيك و چشم‌اندازهاي لازم، سبب ناتواني در برداشتن موانع از سر راه و در نتيجه بزرگ شدن مشكلات مي‌شود.


 

نوشته شده توسط modir در سه شنبه یازدهم دی 1386 ساعت 16:37 موضوع | لینک ثابت


موج سواری در فضای مجازی

  

آیا کارکنان در پشت رایانه های خود همیشه کارهای رایانه ای انجام می دهند ؟؟؟

پاسخ این پرسش نننننننننه است !

هر کارمند آمریکایی استفاده کننده از اینترنت به طور متوسط ۹۰ دقیقه از وقت روزانه ی خود را صرف ملاقات وب سایت های غیر مرتبط به کار خود می کند و ۸۰۰ میلیونساعت کار کارفرمای کانادایی در اثر مراجعه ی شخصی کارکنان به سایت های شبکه های جهانی تلف می شود

راه حل چیست ؟؟؟ 

راه حل جلوگیری از موج سواری در فضای مجازی این است که مشاغل را برای کارکنان جالب کنیم

برای از بین بردن یکنواختی و بی تنوعی زنگ تفریح های رسمی برقرار نماییم و دستور العمل های روشن و مشخصی تهیه نماییم که حدود فعالیت های برخط را برای کارکنان تعیین نماید .


 

نوشته شده توسط modir در دوشنبه دهم دی 1386 ساعت 16:6 موضوع | لینک ثابت


قوانین مورفی

 

توی زندگیم قبل از هر قانونی به قوانین مورفی اعتقاد دارم ! قوانین عجیب و غریبی که بی برو برگرد درست هستند و شما آینده را می توانید به طور دقیق به وسیله آنها پیشبینی کنید . قصد ندارم بگم مورفی کی بود و چی کاره بود ، اگه دلتون می خواد در باره مورفی بدونید اینجا رو بخونید . البته ترجیح دادم که به ویکی فارسی لینک بدم با اینکه انگلیسیش کامل تره.
مورفی در زمینه های مختلف قوانین مختلف و جالبی داره که من 10 قانون مورفی که بیش از بقیه به آنها اعتقاد دارم رو در زیر می خوانیم:

1.       اگر قرار باشد کاری خراب شود و درست پیش نرود ، حتما خراب می شود آن هم در نامناسب ترین زمان.

2.       هر چیزی بیش از آن حدی که تصور می‌شود طول خواهد کشید.

3.       اگر احتمال خراب شدن چندین چیز وجود داشته باشد،‌ آن یک خراب می‌شود که بیش‌ترین خسارت را بزند.

4.       اگر چیزی قابل خراب شدن نباشد، پس حتما می‌شود.

5.       اگر پیش‌بینی می‌کنید که چهار احتمال برای خراب شدن چیزی وجود دارد و از قبل تمهیدی برای آن‌ها اندیشیده‌اید،‌ پس حتما راه پنجمی به طور غیرمنتظره به وقوع می‌پیوندد.

6.       وقایع خودبه‌خود تمایل به بدترشدن دارند.

7.       دود سيگار همواره به سمت افراد غير سيگاري حرکت خواهد کرد، بدون توجه به سمت وزش باد!

8.       هر چيز خوب در زندگي يا غير قانوني است ويا غير اخلاقي و يا چاق كننده!

9.       وسائل نقلیه مثل اتوبوس و هواپیما و قطار دیرتر از موعد حرکت می کنن مگر ان که شما دیر برسی اون موقعه حتما سر وقت رفته.

10.   هشتاد درصد امتحانات پایان ترم براساس کلاسی است که در آن غایب بوده ای.


 

نوشته شده توسط modir در دوشنبه دهم دی 1386 ساعت 14:55 موضوع | لینک ثابت


اصل قورباغه 2

 

FROGS
قورباغه ها
 
Once upon a time there was a bunch of tiny frogs.... who

arranged a running competition.

روزی از روزها گروهی از قورباغه های کوچیک تصمیم گرفتند که با

هم مسابقه ی دو بدند.

The goal was to reach the top of a very high tower.
هدف مسابقه رسیدن به نوک یک برج خیلی بلند بود.

A big crowd had gathered around the tower to see the

race and cheer on the contestants....

جمعیت زیادی برای دیدن مسابقه و تشویق قورباغه ها جمع شده بودند...

The race began....

و مسابقه شروع شد....

Honestly,no one in crowd really believed that the tiny

frogs would reach the top of the tower.
راستش, کسی توی جمعیت باور نداشت که قورباغه های به این کوچیکی

بتوانند به نوک برج برسند.

You heard statements such as:
شما می تونستید جمله هایی مثل اینها را بشنوید:

"Oh, WAY too difficult!!"
"
اوه,عجب کار مشکلی!!"

"They will NEVER make it to the top."
"
اونها هیچ وقت به نوک برج نمی رسند."

or: 
یا:

"Not a chance that they will succeed. The tower is too

high!"
"
هیچ شانسی برای موفقیتشون نیست.برج خیلی بلند ه!"

The tiny frogs began collapsing. One by one....
قورباغه های کوچیک یکی یکی شروع به افتادن کردند...

Except for those, who in a fresh tempo, were climbing

higher and higher....
بجز بعضی که هنوز با حرارت داشتند بالا وبالاتر می رفتند...

The crowd continued to yell,  "It is too difficult!!! No one

will make it!"
جمعیت هنوز ادامه می داد,"خیلی مشکله!!!هیچ کس موفق نمی شه!"
 
More tiny frogs got tired and gave up....
و تعداد بیشتری از قورباغه ها خسته می شدند و از ادامه دادن منصرف

...

But ONE continued higher and higher and higher....
ولی فقط یکی به رفتن ادامه داد بالا, بالا و باز هم بالاتر....

This one wouldn't give up!
این یکی نمی خواست منصرف بشه!

At the end everyone else had given up climbing the

tower. Except for the one tiny frog who, after a big effort,

was the only one who reached the top!
بالاخره بقیه ازادامه ی بالا رفتن منصرف شدند.به جز اون قورباغه

کوچولو که بعد از تلاش زیاد تنها کسی بود که به نوک رسید!

THEN all of the other tiny frogs naturally wanted to

know how this one frog managed to do it?
بقیه ی قورباغه ها مشتاقانه می خواستند بدانند او چگونه این کا ر رو

انجام داده؟

A contestant asked the tiny frog how he had found the

strength to succeed and reach the goal?
اونا ازش پرسیدند که چطور قدرت رسیدن به نوک برج و موفق شدن رو پیدا

کرده؟

It turned out....
و مشخص شد که...

That the winner was DEAF!!!!
برنده ی مسابقه کر بوده!!!
 
The wisdom of this story is:
Never listen to other people's tendencies to be negative or

pessimistic....   because they take your most wonderful

dreams and wishes away from you -- the ones you have in

your heart!
Always think of the power words have.
Because everything you hear and read will affect your

actions!
نتیجه ی اخلا قی این داستان اینه که:
هیچ وقت به جملات منفی و مأیوس کننده ی دیگران گوش ندید... چون

اونا زیبا ترین رویا ها و آرزوهای شما رو ازتون می گیرند--چیز هایی که

از ته دلتون آرزوشون رو دارید!
همیشه به قدرت کلمات فکر کنید.
چون هر چیزی که می خونید یا می شنوید روی اعمال شما تأثیر میگذاره

Therefore:
پس:

ALWAYS be....
همیشه....

POSITIVE!
مثبت فکر کنید!

And above all:
و بالاتر از اون

Be DEAF when people tell YOU that you cannot fulfill

your dreams!
کر بشید هر وقت کسی خواست به شما  بگه که به آرزوهاتون نخواهید

رسید!

Always think:
و هیشه باور داشته باشید:

God and I can do this!
من همراه خدای خودم همه کار می تونم بکنم

Pass this message on to 5 "tiny frogs"  you care about.
این متن رو به 5 تا "قورباغه کوچولو" که براتون اهمیت دارند بفرستید.

Give them some motivation!!!
به اون ها کمی امید بدید!!

Most people walk in and out of your life......but FRIENDS

Leave footprints in your heart 
 
آدم های زیادی به زندگی شما وارد و از اون خارج میشن... ولی

دوستانتون جا پا هایی روی قلبتون جا خواهند گذاشت

*موفق باشی*


 

نوشته شده توسط modir در دوشنبه دهم دی 1386 ساعت 14:50 موضوع | لینک ثابت